هستی خانوم برگشته
1.هستی خانوم هیچ وقت کسی رو مسخره نکرده، از مسخره کردن و مسخره شدن هم خیلی بدش میاد، اما این روزا چنتا ادم مسخره مسخره ش میکنن!!
2.هستی خانوم باعث خنده ی دیکران بودن رو دوست داره، اما سوزه ی خنده بودن رو نه!!این روزا سوزه ی خنده ی یه جماعت بیکار شده!!
3.هستی خانوم هیچ وقت دنبال جلب توجه کسی نبوده،اصلا این چیزا براش مهم نبوده، اما این روزا چند نفری توهم زدن که هستی خانوم محتاج یه نگاهشونه!!
4.هستی خانوم خیلی بی اعصاب میشه وقتی دوستش به خاطر یه مسئله ی مسخره که وجود خارجی نداره بهش تیکه میندازه!
5.هستی خانوم خیلی وقتا تنها بوده وتنها زندگی کرده و در نتیجه خیلی وقتا خودش همه ی کارای خودشو انجام میداده. قبلا ترها اگه هر کاری برای خودش انجام میداد کلی ذوق میکرد، حالا اون کار میخواست یه کتاب یا حتی یه آدامس خریدن ساده باشه یا چند هفته تنها و برای دل خودش زندگی کردن باشه، یا یه سفر تنهایی رفتن باشه یا هر چیزه دیگه ای... این روزا اما هستی خانوم با اینکه خیلی کارا برای خودش و دلش انجام میده حسه خوبه سراغش نمیاد...دیگه ذوقمرگ نمیشه...
6.الان هستی خانوم جایی ایستاده که چندین سال براش تلاش کرد و ازخیلی چیزای زندگیش زده که به اینجا برسه...وقتی به اینجا فکر میکرد با پوزخند بهش میگفتن بلند پرواز نباشه...اما بالاخره هستی خانوم بهش رسید! خیلی ها بهش میگن این کارو که اینهمه سال براش جون کنده رو بی خیال شه!چون اونا دوستش ندارن...خیلیا بازم به بقیه ی آرزو ها و رویاهاش پوزخند میزنن! اما هستی خانوم مثله همیشه...
7.هستی خانوم بازم مثل همیشه برای رسیدن به آرزوهاش باید دختر بده ی خانواده باشه...چون آرزوهاشو بقیه دوست ندارن اما اون نمیتونه بیخیالشون بشه... حتی اگه به قیمت این باشه که مامانش بهش بگه تو توی تمام عمرت حتی یه بار هم به حرف من گوش نکردی!! اون روزی که هستی خانوم به آرزو هاش میرسه کاش مامانش هم خوشحال بشه وگرنه خیلی دختر بدی میشه که حتی مامانشم از دستش راضی نبوده!!
با وجود همه ی اینا هستی خانوم مدتیه که حالش خیلی خوبه...خیلی خوب...
باشد که حسه خوب ماندگار باشد......
+پرو فایل یه نمه تغییر نمود!![]()
اینجا خانه ی تنهایی دختر تنهاییست که تنها خدارادارد